محمد مفيد مستوفى بافقى

95

جامع مفيدى ( فارسى )

بنفشه‌زار گردون در پيش صحن بهشت نمايش خوار و خجل ، و سبز [ ه ] زار سپهر در برابر چمنهايش شرمنده و منفعل ، شعر : در هرچمنش بنفشه‌زاريست * كز وى بدل سپهرباريست [ 79 ب ] و نيز در جنب باغ طاحونه كه با طاحونهء فلك در گردش است معمار همت عالى نهتمش طرح انداخت . بر پيشگاه ضمير منير ارباب مجد و جلال مخفى نماند كه آن قدوهء سادات كرام را تمول تمام و اسباب مالا كلام بود و املاك بسيار و مستغلات « 1 » بىشمار در يد تصرف داشت و شمساباد ميبد از آن جمله است كه در لطافت و نزاهت ثانى اثنين جنت المأواست . و در ميان خيابان آن جنت آثار نهرى آب چون چشمهء حيات روان و مانند سلسبيل بهشت روح‌فزا ، و در اطراف خيابان باغهاى دلگشا و بوستانهاى فرح‌فزا كه ساحت باراحت هريك از درختان كاج و سرو و نهالهاى ثمربخش و گلبنهاى عطروش مزين و معطر و زبان روزگار در توصيف او مترنم به اين مقال ، شعر : اى سوادت بر رخ ايام خال عنبرين * غيرت فردوسى و رشك نگارستان چين و چون دوام و ثبات ممكنات از مقولهء محالاتست و فنا و زوال تمامى مخلوقات [ 80 الف ] از قبيل واجبات لاجرم در وقتى كه متقاضى اجل در رسيد علم عزيمت بصوب عالم آخرت برافراخت و خلف ارجمند سعادتمند نيكو خصالى ميرزا صادقى نام به يادگار گذاشت كه به مكارم ذات و محاسن صفات و شرف نفس و زيور عقل از امثال و اقران ممتاز و مستثنى بود و مدت العمر در نهايت بزرگ‌منشى و غايت خوش‌خلقى سلوك نموده رايت تفوق بر اكثر اشراف و اعيان مىافراخت . و چون سنين عمر شريفش از هشتاد متجاوز گرديد فى سنهء اربع و ثمانين و الف هجرى بجوار مرحمت حضرت رب العزة پيوست و فرزند اعزش ميرزا جلال الدين حسن كه به مكارم اخلاق و محاسن آداب معروف است بجاى والد بزرگوار نشست . و حضرت بىولد ميرزا جلال الدين حسن را دو ولد نيك اختر كرامت فرموده : مهتر ميرزا سلطان حيدر و كهتر ميرزا محمد سعيد كه بوجاهت صورت و محاسن

--> ( 1 ) - اصل : مستقلات